دموکراسی

scotland احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت خارجه

 

پنج شنبه این هفته، مردم اسکاتلند به پای صندوق های رای می روند تا در همه پرسی استقلال از بریتانیا شرکت کنند. از آنجایی که دو کشور ایران و بریتانیا دست کم در چندپاره بودن، دارای اشتراک هستند و تحولات بریتانیا از دیرباز بر سیاست و جامعه ایران تاثیرگذار بوده است، موضوع همه پرسی برای استقلال اسکاتلند از بریتانیا هممی تواند حامل پیام ها و پیامدهای قابل توجهی برای ایران باشد. 

در نظرسنجی ها نسبت به طرح همه پرسی برای استقلال، تعداد مخالفان و موافقان شانه به شانه هم پیش می رود و در حالی که آلکس سالموند، سروزیر کشور اسکاتلند، شهر به شهر در حال سفر و تشریح ضرورت و مزایای تشکیل یک اسکاتلند مستقل است، مقامات دولت مرکزی ائتلافی به رهبری دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا در دیدار با مردم اسکاتلند،مصرانه از آنها خواسته اندتا "خانواده ملت های تشکیل دهنده پادشاهی متحد بریتانیای کبیر" را متلاشی نکنند و در همه پرسی به استقلال "نه" بگویند. دولت مرکزی بریتانیا همچنین وعده اعطای اختیارات و آزادی های بیشتر به دولت اسکاتلند را داده و بطور نمادین پرچم اسکاتلند را بر فراز ساختمان های دولتی برافراشته است.

 

پیامدهای همه پرسی اسکاتلند

حتی در صورتیکه همه پرسی جدایی اسکاتلنداز بریتانیا رای نیاورد، صرف برگزاری این همه پرسی دارای پیامدها و تاثیرات زیادی بر جامعه چندقومی و چندزبانی ایران خواهد بود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

 

جدایی خواهی به مثابه حرکتی هویت محور

در ایران، باور عمومی بر این است که وجود سیاست های تبعیض آمیز، مشکلات اقتصادی و فقدان آزادی های سیاسی و مدنی، دلیل اصلی گرایشات مرکزگریز در بین اقوام است ولی تجربه اسکاتلند نشان می دهدتبعیض و استبداد، عامل اساسی جدایی خواهی نیست و شرایط استبدادزده کنونی در ایران صرفا باعث شعله ورتر شدن آتش جدایی طلبی شده است و نه عامل ایجاد آن.

در جنبش های استقلال طلبی در اسکاتلند، کِبِک کانادا، باسک و کاتالونیا در اسپانیا و فلاندرهای بلژیک در اغلب موارد شاهد هستیم گروه های قومی/ ملی جدایی طلب در وضعیت اقتصادی و سیاسی بهتری نسبت به دیگر بخش های کشور قرار دارند ولی آرمان و آرزوی داشتن هویت، ارتش، پرچم، سرود ملی و سرزمین مستقل و متمایز، آنها را به سمت استقلال طلبی سوق داده است.

در نمونه اسکاتلند هم، مساله بیش از هر چیزی، رنگ و بوی هویتی دارد و تاکید بر هویت اسکاتلندی و تقویت آن، انگیزه اصلی رفراندوم اخیر است. پیشینه متفاوت، فرهنگ سلتیک و غیرآنگلوساکسونی اسکاتلند که خود را در قالب نمودهای بیرونی از قبیل موسیقی متمایز، لباس سنتی بویژه دامن مردانه، و زبان و لهجه متفاوت، نشان می دهد، عناصر هویتی هستند که اسکاتلند را به سوی استقلال ترغیب کرده است.

 

جرم زدایی از استقلال خواهی

فارغ از اینکه طرح استقلال اسکاتلند در همه پرسی پیش رو رای بیاورد یا نه، یکی از تاثیرات تئوریک آن در ایران، جرم زدایی از مفهوم"جدایی طلبی" است.

در ادبیات سیاسی دولتمردان و نخبگان و حتی در سطح توده ها و افکار عمومی،هر گونه مطالبه و حرکتی برای تمرکززدایی و خودگردانی محلی در مناطقی که اقلیت های قومی و زبانی دارای اکثریت هستند همسنگ با خیانت و مغایر با میهن دوستی تلقی می شود و کوشندگان قومی/ملیکه برای تحقق مطالبات فرهنگی و زبانی و خودگردانی اداری و سیاسی تلاش می کنند به گناه نابخشودنی خیانت به کشور و تجزیه طلبی متهم می شوند.

بی تردید،وجود حرکت های استقلال طلبانه در کشورهایی از قبیل اسکاتلند می تواند در عادی سازی و جرم زدایی از مفاهیمی مانند چندپارگی، تمرکززدایی، فدرالیسم، چندفرهنگی گری، چندزبانگی و جدایی خواهی و استقلال طلبی در ایران، نقش عمده ای ایفا کند.

 

ارجحیت انسان بر خاک و خون

طبیعتا حفظ تمامیت ارضی، اولویت اصلی تمامی کشورها محسوب می شود ولی آنچه در اسکاتلند جریان دارد نشان دهنده این واقعیت است که انسان ها و حقوق و مطالبات آنهامی تواند بر هر چیزی از جمله تمامیت ارضی، ارجحیت داشته باشد.

با این وجود، در جامعه ایران شاهد عقاید و تعابیری هستیم که بر برتری خاک و خون و نژاد و سرزمین در مقابل بشر و حقوق و آزادی های بشر دلالت دارد. بطور مثال گفته می شود: "اگر قرار باشد ایران تجزیه شود حمام خون راه خواهیم انداخت."

در بریتانیااما، سخنی از حمام خون، کشتار به اصطلاح تجزیه طلبان و نکوهش به اصطلاح خائنان و وطن فروشان نیستو سیاست مداران این کشوربا دیدارها و سخنان خود در تلاش هستند در صورت امکان، نظر مردم اسکاتلند را تغییر دهند.

در این داستان، اسکاتلند تنها نیست و در جهان آزاد، مواردی از قبیل کبک کانادا وباسک ها و کاتالان ها در اسپانیا و چک ها و اسلوواک هانمونه هایی از ترجیح دادن انسان و حقوق و آزادی های او نسبت به خاک و خون و سرزمین و نژاد می باشد.

 

دموکراسی همیشه تضمین کننده یکپارچگی نیست

در جامعه ایران همیشه گفته می شود مشکل اقلیت ها و غیرفارسی زبانان همان مشکل اکثریت مردم ایران است و این مشکل چیزی نیست جز سرکوب و استبداد و فقدان آزادی، دموکراسی و جامعه مدنی قدرتمند.

نتیجه منطقی چنین گزاره ای این است که با گذار به دموکراسی در ایران، مشکلات اقوام/ملل و اقلیت ها هم بطور خودکار برطرف خواهد شد. با این وجود، تقویت جنبش های استقلال خواهی در کشورهای دموکراتیک، ناکامل بودن این گزاره را اثبات می کند زیرا بطور مثال کشوربلژیک، به عنوان مرکز نهادهای اروپایی و پایتختش بروکسل به عنوان قلب اتحادیه اروپا، لقب"بی دولت ترین کشور جهان" را با خود یدک می کشد.

دو ملت تشکیل دهندهاین کشور یعنی فلاندرها و فرانسوی زبان ها در انتخابات سال 2010 نتوانستند برای تقسیم قدرت به توافق برسند و از آنجایی که هیچ یک از احزاب وابسته به این دو ملت، اکثریت را در پارلمان نداشتند، بلژیک برای نزدیک به سه ماه، بدون دولت باقی ماند که اگر چنین وضعیتی در جایی دیگر رخ می داد می توانست زمینه ساز هرج و مرج و یک جنگ داخلی تمام عیارشود.

همچنین در مورد چکسلواکی، به عنوان دموکراتیک ترین کشور بلوک شرق سابق، تنها کمکی که دموکراسی به چک ها و اسلواک ها کرد این بود که آنها تصمیم گرفتند بدون اینکه خونی از بینی کسی ریخته شود راه خود را از هم جدا کنند.

بنابراین، بر خلاف این باور رایج که دموکراسی و تقسیم قدرت، تضمین کننده یکپارچگی درکشورهای چندپاره است؛ در نمونه اسکاتلند شاهد هستیم موضوع کشورهای چندملیتی دارای پیچیدگی بیشتری بوده و صرف توسعه اقتصادی و سیاسی، ضرورتا نمی تواند برای حل این معادله چندوجهی کارساز و چاره ساز باشد.

وبلاگ نویسنده: http://ahmaddhashemi.blogspot.com