علي رضا اردبيلي:
(توضيح از تريبون: اين مقاله براي نخستين بار در سال 2003 با مضاي مستعار "نصرت الله معيني" منتشر شده است. بعداز آن در جريان كراش سرور سايت تريبون و از بين رفتن بخش مهمي از مطالب آرشيو از دست رفته تلقي مي شد. اينك در نتيجه يك تصادف، بازيافته شده و به جهت اهميت يك نكته تاريخي مهم كه در آن موجود است، دوباره منتشر ميشود. پايان توضيح)

 

در زير اين مقاله، خبري از سايت راديو فردا نقل مي‌شود. من در اين خبر چند نکته مهم را با تغيير رنگ مشخص کرده‌ام. مهمترين نکته در رابطه با خبر زير، اين واقعيت (براي ما آذربايجاني‌ها آشکار) است که جمهوري اسلامي ايران از هر مهره کثيف و بدنامي براي همکاري بر عليه ملت آذربايجان استفاده مي‌کند. در اعترافي که جهانشاهلو در دادگاه برلين کرده ‌است، از تقاضاهاي رژيم جمهوري اسلامي براي همکاري با وي در مورد آذربايجان ياد مي‌کند. وي علاوه بر تأييد ارتباط نزديک خود با ساواک از دوران قبل ‌از انقلاب و نوشتن خاطرات خود به سفارش تيمسار نصيري، رئيس وقت ساواک، بنحو رسوا کننده‌اي افشا مي‌کند که جمهوري اسلامي حتي از فردي چون او، براي رفع نيازهايش در آذربايجان دعوت به همکاري مي‌کند. در اينکه جهانشاهلو به کار رفع کدام نوع از نيازهاي رژيم جمهوري اسلامي «در آذربايجان» مي‌خورد، از فعاليتهاي بي‌شائبه آذربايجان ستيزانه جهانشاهلو به روشني معلوم است و داستاني است بدون شرح.

 

 

 

از قاتلان ستارخان، شيخ محمد خياباني و سيد جعفر پيشه‌وري جز نامي آلوده چيزي بر تاريخ ثبت نشده است. لشکر کشي‌هاي نظامي 80 سال اخير عليه آذربايجان، بعنوان سياهترين صفحات تاريخ حکومتهاي پهلوي و جمهوري اسلامي ثبت شده است. کساني که در سال 1358 از سنگر ولايت مطلقه فقيه بسوي آذربايجان شليک کردند، امروز شاهد احتزار و فضاحت اين رژيم هستند. کساني که در سي‌ام فروردين‌ماه 1375 از جاري شدن اراده مردم تبريز در انتخابات براي پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي، جلوگيري کردند، لابد مدتهاست که از اين عمل بزدلانه خودشان پشيمان شده‌اند. جمهوري اسلامي اينک سالهاست که در انظار جهانيان مسلمان و مسيحي و بودايي و...؛ نيرويي است طرفدار آدمکشان «معتقد» ارمني که خاک شيعيان مسلمان آذربايجاني را اشغال کرده‌اند. رژيم جمهوري اسلامي که اينک در برابر فشارهاي نيروي قدر قدرت‌تر از خود، به تب و لرز افتاده است، در برابر خواستهاي مظلومانه آذربايجان، جز بي‌اعتنايي و دهن‌ کجي کاري ديگري نکرده است. راديو تلويوزيون اين رژيم رهبري ارکستر توهين و تحقير عليه آذربايجان را بر عهده دارد و محمد جواد لاريجاني رهبر اين سازمان، ملت و فرهنگ هزاران ساله آذربايجان را «خرده فرهنگ» (!) ناميده است و ...

 

اينک که جهانشاهلو در روزگار خرفتي خود چندان مراقب عواقب اعترافات خود نيست، درمي‌يابيم که حتي اين ساواکي بدنام و آذربايجان ستيز و از همکاران رضا پهلوي، از سوي رژيم جمهوري اسلامي ايران، براي کمک به «رفع نيازهايش در آذربايجان» به خدمت دعوت شده است. سالهاست که چهره بدنامتر از جهانشاهلو يعني عنايت الله رضا، مشغول رفع نيازهاي رژيم جمهوري اسلامي «در آذربايجان» است و کتاب قطور او براي جعل تاريخ آذربايجان سال پيش از سوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران منتشر شد. به اين شجره عملگان دستگاه آذربايجان ستيزي جميوري اسلامي، بايد نامهاي بدنامي چون جواد شيخ الاسلامي، نصرالله پورجوادي، حميد امير احمدي، پرويز ورجاوند و بسياري ديگر را نيز افزود. در جريان رسوايي موسوم به قتلهاي زنجيره‌اي در ايران معلوم شد که حسين شريعتمداري، پان ايرانيستهاي نادم و برگشته از خارج را از انجام مصاحبه‌هاي تلويزيوني معاف مي‌‌کرده است. اعترفات جهانشاهلو از علت العلل اين تخفيف حسين شريعتمداري براي پان ايرانيستها هم پرده برمي‌دارد.

 

آنچه جهانشاهلو در دادگاه برلين افشا کرده ‌است، براي ما آذربايجانيها چيز جديدي در بر ندارد. ما توهمي در باره رژيمي که حق سوگواري براي قربانيان جنايات ارامنه را از ما دريغ کرده است و آدمکشان ايروان را با انرژي ارزان و قراردادهاي چرب و نرم اقتصادي سر پا نگهداشته است، نداريم. رژيمي که ما را از حق آموزش به زبان خودمان محروم کرده است و بيت المال متعلق به ما را براي ترويج زبان فارسي در تاجيکستان و افغانستان صرف مي‌کند، طبيعي است که براي «رفع نيازهايش در آذربايجان» دست به دامن هر شيطاني ولو توده‌اي، ساواکي و رضا پهلويچي بزند.

 

چهارمين جلسه دادگاه مامور سابق ساواک و متهم به جاسوسي براي جمهوري اسلامي در برلين

مينا بهار مست (راديو فردا):

 

پرويز مرداني (راديو فردا): اولين شاهد امروز، آقاي نصرت الله جهانشاهلو بود كه رئيس دادگاه درباره نحوه تماس صدري با ايشان، از وي سئوال كرد. آقاي نصرت الله جهانشاهلو كه از اعضاي مهم حزب توده ايران بوده و سالها در اتحاد جماهير شوروي سابق زندگي مي كرده، گفت: پس از سال 1972،‌ يا در همين حدود بود كه من از كشور شوروي به آلمان غربي آمدم. پس از مدتي آقاي ايرج صدري،‌ مسئول ساواك در برلين شد. ايشان چندبار با من تماس گرفت و گفت: تيمسار نصيري،‌ رئيس ساواك از شما خواسته اند كه كتاب خود را بنويسيد و اين خواست اعلاحضرت است كه البته من هم خاطراتم را از دوران زندگي در شوروي و خاطراتم از حزب توده ايران را نوشتم.

 

آقاي جهانشاهلو در دادگاه امروز سپس به تاريخچه اي از فعاليتهايش پس از آنكه به غرب پناهنده شده اشاره كرد و افزود : من در شصت سالگي به غرب آمدم و پس از انقلاب در ايران، سازمان فرزندان ايران زمين را كه يك سازمان مخالف رژيم ايران است و طرفدار رژيم مشروطه سلطنتي مي باشد،‌ در آلمان پايه گذاري كردم. ايشان در دادگاه امروز تاكيد كرد كه جمهوري اسلامي بارها سعي كرد تا من را به ايران دعوت كند،‌ چون در آذربايجان به من نياز داشتند، ولي من گفتم تا زماني كه اين رژيم بر سر كار است، به ايران نخواهم رفت.

 

وي سپس به تماسي كه آقاي ايرج صدري با ايشان گرفته اشاره كرد و گفت: آقاي صدري روزي به من تلفن زدند و درخواست ملاقات كردند، من هم با ايشان در خياباني پر رفت و آمد قرار گذاشتم، چون پليس به من تاكيد كرده بود كه با افراد مشكوك در منزل ملاقات نكنم. پس از آمدن ايشان كه به همراه شخص ديگري بود، از من خواست كه قرار ملاقاتي براي وي با شاهزاده رضا پهلوي بگذارم، ولي من گفتم تا زماني كه شما سازمان و تشكيلاتي نداشته باشيد،‌ اين كار امكان پذير نيست و ايشان هم بدون هيچ اصراري، خداحافظي كردند و رفتند.

 

 

 

دو شاهد ديگر دادگاه امروز، آقايان سعدي اكبرزاده، مدير يك آژانس مسافرتي در برلين و آقاي فريدون بيژن پور بود كه هردو در مورد بسته اي كه آقاي بيژن پور قرار بود به ايران ببرد، به رئيس دادگاه و دادستان توضيح دادند.

 

در جلسه دادگاه پس از اظهارات شهود، برونو يوس،‌ دادستان كل آلمان از آقاي ايرج صدري سئوال كرد و گفت شما در مورد اظهارات شهود از روز اول بارها گفته ايد كه بر عليه شما توطئه شده است. چطور امكان دارد كه همه بخواهند بر عليه شما توطئه كنند؟ چطور است كه شما به همه شهود، پيشنهاد يك سفر بي خطر به ايران را كرده ايد.

 

همچنين در جلسه امروز، دادستان درباره سفر نخست ايرج صدري به ايران در سال 1991 كه از طريق كشور قبرس انجام شده و در آنجا يك نفر ماموريت امنيتي ايران در فرودگاه قبرس، ‌بليط رفت و برگشت به ايران و برگه ورود به آقاي صدري داده است،‌ سئوال كرد.

 

همچنين دادستان به تماسهايي كه آقاي صدري با افراد مختلف داشته، با ذكر نام آنها اشاره كرد، ولي ايرج صدري به كلي منكر چنين تماسهايي شد، ولي دادستان، ليست مكالمات تلفني را كه او با افراد مختلف انجام داده، در اختيار دادگاه قرار داد.

 

دادگاه امروز برخلاف سه جلسه گذشته كه از ساعت 9:30 تا 16 ادامه مي يافت، در ساعت 14 به كار خود پايان داد. جلسات بعدي دادگاه، به روزهاي چهارشنبه هفدهم، و دوشنبه 22 سپتامبر، ساعت 13 موكول شد.

 

اين مقاله براي نخستين در سال 2003 با امضاي مستعار "نصرت الله معيني" در سايت تريبون و ديگر سايتهاي اينترنتي منتشر شده است.

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي