مبارزه جاري

یونس شاملی

بتدریج که دامنه مبارزات آزادیخواهانه و رهایی بخش ملیتهای غیرفارس و بویژه جنبش ملی دمکراتیک آزربایجان، به دلیل کثرت جمعیتی آن، گسترش می یابد، تنش در عرصه فکر و عمل میان جامعه فارس ایران با جامعه غیرفارس ایران دامنهء بیشتری به خود میگیرد و فضای مباحثات نظری و حتی برخوردهای عملی در میان این دوجامعه آلوده غرض ورزی، تنگ نظری، کدورت و خصومت می گردد.

 

در دنیای مجازی اینترنت، این تنگی اندیشه، تنش در عمل و جدایی سریها و کینه ها و خصومت ها را که به تدریج دامنه گسترده تری به خود میگیرد به روشنی قابل رویت است. تاریخ هشتاد سال سرکوب، توهین و تحقیر ملیتهای غیرفارس صورتهای واکنشی آنان را نیز امروزه به تدریج در عمل و در نظر به میدان این تخاصمات اضافه کرده است. دنیای مجازی که بایستی برای ارتباط وسیع میان افراد، گروهها مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال شرایطی برای تقابل فکر و اندیشه در تمامی زمینه ها باشد، اینک به زمینی برای جدلهای لفظی میان تنگ نظری نژاپرستانه که از افکار عمومی موجود در ایران الهام میگیرد و واکنشهای عدالت خواهانه مردمان غیرفارس، بدل شده است. این جدل اینک گاه از هر دو سو واکنشی و سرزنشگر است و راه به بیراهه خصومت می برد.

مرزهای آزادی کجاست؟

مرز آزادی آنجاست که کسی یا گروهی ترد نشود، کسی یا گروهی تحقیر نگردد و تبعضی علیه آن و یا آنان بکار گیرفته نشود. مرز آزادی ایستادن پشت درهای اندیشه های نژادپرستانه است. متاسفانه اندیشه های نژادپرستانه جایگاه نسبتا رفیعی در افکار عمومی مردم ایران یافته است، ضد ترک بودن، ضد عرب بودن، ضد کرد بودن و حتی ضد افغان بود فاکتورهای شناخته شده فرهنگ عمومی جامعه فارس زبان ایران است. بنابراین برای اینکه بتوانیم با همدیگر دیالوگ متناسب و متعارفی داشته باشیم و از قبل این دیالگوگ چشم انداز یک زندگی بهتر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را پی گیری کنیم بایستی از اندیشه های نژادپرستانه فاصله بگیریم. وگرنه نزدیک شدن به افکار نژادپرستانه و حتی تعمیق آن، آنچنانکه امروز حداقل در اینترنت میشود آثار آن را دید، شیرازه جامعه را از هم خواهد پاشید و ضمن پراکندن تخم نفاق و جدای میان مردمان در ایران، این کشور را به پرتگاه یک جنگ داخلی خونین خواهد کشاند. ابدا تصور نشود که ایرانیها آگاهتر از مردمان یوگسلاوی هستند. حتی من تصور می کنم افکار عمومی موجود و سطح درک مردم از مسائل در ایران بسیار عقب مانده تر و ایستا تر از فرهنگ عمومی کشور یوگسلاوی است. وحشیگرییهایی که در جریان جنگ داخلی یوگسلاوی به وقوع پیوست وجدان هر انسان آزاده ایی را بشدت می آزارد و وی را شرمگین می کند.

بنابراین برای کسانی که آینده بهتر و زندگی سعادتمند مردم، مشغولیت ذهنی شان را تشکیل میدهد، بایستی با تمام توان خود جامعه ایران و افکار عمومی آن را از غلطیدن به دامن هرگونه تمایلات نژادپرستانه بازدارند.

برای روشن شدن دقیق مرزهای آزادی من تعریف شناخته شده و مقبول از نژادپرستی معاصر را در زیر می آورد تا این تعریف معیاری باشد برای فهم بهتر مرزهای گفتاری و رفتاری. البته امروز تعریف از مفهوم نژادپرستی از مرز کلاسیک آن که خود را در رنگ پوست خلاصه میکرد، گذشته و تعریف جامعه شناسانه جدید در متون سازمان ملل متحد یافته است.

سازمان ملل متحد در كنوانسيون ريشه كني هرگونه تبعيض نژادی، اين تعريف را از نژاد پرستي و تبعيض نژادي ارائه مي‌دهد: ‌

"تبعيض نژادي به معناي هر گونه جداكردن، منزوي كردن، ايجاد محدوديت يا ترجيح مبتني بر انتخاب رنگ، نژاد، نسب، مليت يا قوميت با هدف ناديده گرفتن برابري انسان‌ها، حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي يا هر حوزه ديگر در زندگي است".

تحقیر و تبعض علیه ملیتهای غیرفارس ایران یک فنومن آشکار در فرهنگ عمومی ایران است. برای مقابله و مبارزه با این فرهنگ بایستی تمامی آزاد اندیشان ایران از هر ملیت و زبانی توان خود را بکار گیرند. سعادت کشور ایران در احترام متقابل به شهروندان و فرهنگها و زبانهای موجود در آن است. مسیری غیر از این، که متاسفانه جامعه ایران امروز در آن قرار دارد، مسیری بسیار سیاه و تاریک است و نهایت این راه خصومتهای خونین، درگیریهای غیرمتعارف و از هم پاشیدن شیرازه کشور است. امروز فرهنگ عمومی که خود را ایرانی می خواند و البته تنها جامعه فارس ایران را در برمیگیرد رو به تباهی است. صرف مبارزه با استبداد سیاسی دلیل کافی برای پویایی فرهنگی در یک کشور نیست. در دوره انقلاب 57 نیز مردم با مبارزه ضداستبدادی متحد شدند و دیدیم که از دل آن انقلاب چه هیولایی زاده شد. امروز نیز آشکار است که از دل مبارزه به حق ضداستبدادی مردم، به دلیل جهل سیاسی و تمایلات نژادپرستانه در میان مردم و وجود اندیشه های نژادپرستانه در نزد رهبری سیاسی آن، هیولایی بدتر در انتظار به دنیا آمدن است. این هشدای جدی است برای کسانی که قدرت دیدن چشم انداز حوادث را دارند و میتوانند به روشنی ببینند که ایران به سوی اضمحلال راه می برد.

رویکرد دمکراسی خواهی رویکری بسیار مناسبی است و برای سعادت تمام مردم ایران بسیار پسندیده است. اما این مفهوم در ایران و میان نیروهای سیاسی آن در سطح تنها شعار و لفاظی باقی مانده است. رهبران سیاسی جامعه فارس ایران هنوز از پذیرش ابتدایی ترین حقوق مردم که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای الحاقی آن به روشنی قید شده است سرباز می زنند. دلیل روشن آن توصیه برای به رسمیت شناخته شدن اتنیکها و اقوام مختلف و حقوق برابر زبانی آنان در کنوانسیونهای حقوق بشر و عدم پذیرش این واقعیت از سوی اغلب رهبران سیاسی جامعه فارس ایران است. این همان نژادپرستی محتوم است که در ذهن و روح فعالین و رهبران سیاسی جامعه فارس ایران لانه کرده است. این آن چیزیست که بایستی قبل از وقوع فاجعه بایستی کاری برایش کرد و تغییر در آن بوجود آورد.

حال توپ در میدان روشنفکران و فعالین سیاسی فرهنگی و رهبران فکری جامعه فارس ایران است که از فروپاشی جامعه ایران و در غلطیدن آن به دامن جنگهای داخلی و کشتار بی رحمانه انسانها توسط نژادپرستان آریایی در آینده ایی که معلوم نیست تا چه حد دور باشد، جلوگیری کند.

تعمیق در رویکرد دمکراسی، تنها راه چاره است. به رسمیت شناختن واقعیتهای کشور ایران. پذیرش ایران به مثابه یک کشور چند ملیتی و چند زبانگو و گشودن باب گفتگوی همه جانبه میان آکتورهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از همه سو با هر ملیت و زبان و حتی جنسیت. این تنها راه برپایی یک همبستگی سراسری و دمکراتیک میان مردم ایران و آکتورهای سیاسی فرهنگی و اجتماعی آن است. جدای سری از آن نوع که شاه و شیخ در این کشور ایجاد کرده اند به شکست انجامیده است. ملیتهای ایران با فریاد رسایشان برابری حقوقی می خواهند. آیا بایستی به فکر سرکوب آنان بود یا اینکه با آنان تامل کرد و به همبستگی سراسری دست یازید؟ نژادپرستان به راه اول می اندیشند. اما کسی و یا کسانی در جامعه فارس ایران وجود دارد که به راه دوم بیاندیشند و اراده خود را برای نفی کامل نژادپرستی در ایران مصروف دارند؟

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

2010-05-14

نگاه کنید به گوشه ایی از بازی مس کرمان با تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه کرمام. تماشاگران کرمانی بصورت دسته جمعی شعار میدهند؛ ترک خر، ترک خر، ترک خر. شاید این نمونه برجسته از آن سناریویی باشد که فوقا به آن پرداخته ام

http://www.youtube.com/watch?v=64QEEho1Mxg

 

 

در باره نویسنده:

Yunes Shameli  یونس شاملی

آخرین مطالب Yunes Shameli یونس شاملی