اپوزیسیون فارس

 

یونس شاملی

برای اطلاع از متن خبر. گزارش صدای امریکا را مشاهده کنید

ttp://ayandehnegarvideos.blogspot.com/2010/04/blog-post_2328.html

اطلاعیه ایی تحت عنوان "دست دولت جمهوری اسلامی در ماجرای دریاچه ارومیه" به نام "کمیته بین المللی
نجات پاسارگاد" و با قلم خانم شکوه میرزادگی در منتصب کردن طرفداران محیط زیست در آزربایجان به جمهوری اسلامی حقیقتا حیرت انگیز است. دلیل بیانیه مذکور در بستن چنین اتهام شرم آوری به فعالین محیط زیست در آزربایجان که مورد ضرب و شتم مامورین جمهوری اسلامی قرار گرفته اند، منحرف کردن افکار عمومی از توجه به محیط زیست در ایران عنوان شده است! آیا این حیرت انگیز نیست که اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، که خانم شکوه میرزادگی خود آن را یکی از عناوین اعتراض "کمیته بین المللی نجات پاسارگار" برشمرده است، به جمهوری اسلامی منتصب شود؟

 

حیرت دیگر من آنجا برانگیخته می شود که کمیته ایی که مسئولیت خود را نجات پاسارگار به مثابه یک میراث
تاریخی قرار داده، معترضین به نابودی محیط زیست و خشک شدن دریاچه ارومیه را به عنوان بسیار عجیب، آشفته و معیوب "گروهی از تجزیه طلبان وابسته به دولت"!! منتصب کرده و دست دولتهای خارجی را در این اعتراضات ردیابی میکند! جملات و مفاهیم مورد استفادهء خانم شکوه میرزادگی در این بیانیه شباهت بسیار عجیبی با مفاهیم و اصطلاحات ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دارد که در اتهام بستن به مخالفین خود از آنها بهره می جویند

خانم میرزادگی طرفداری از محیط زیست را یک فعالیت حقوق بشری میداند و معترضین به خشک شدن دریاچه ارومیه را متهم به تداخل مسائل سیاسی در مسائل محیط زیستی ارزیابی می کند بدون اینکه فاکتی از سیاسی بودن اعتراض و یا معترضین به خشکی دریاچه ارومیه را در بیانیه خود ذکر کند. اگر خانم میرزادگی شعار "مدرسه به زبان ترکی/باید باشد بر هر کسی" را که مهمترین شعار در تجمع معترضین محیط زیست آزربایجانی مطرح شده است را دلیل سیاسی بودن این تجمع اعتراضی تلقی کرده اند، بایستی یادآور شوم که کنوانسیون الحاقی حقوق زبانی، مطالبه تحصیل و تدریس به زبان مادری را یک فعالیت حقوق بشری میداند و نه سیاسی. و ابدا عجیب نیست که در تجمعات مختلف مسائل حقوق بشری مردم انعکاس خود را بیابند. اما هم مطالبه تحصیل به زبان مادری و هم طرفداری از محیط زیست یک فعالیت سیاسی نیست، بلکه یک فعالیت حقوق بشری است. اگر خانم میرزاده فاکتی و مدرکی دال بر فعالیت سیاسی در تجمع اعتراضی به خشک شدن دریاچه ارومیه داشتند مطمئنا در بیانیه خود به آن اشاره می کردند.

گزارش کانون دفاع از حقوق بشر در ايران را در لینک زیر بخوانید؛
http://komite-aghwam.blogfa.com/post-1259.aspx

به نظر میرسد که خانم میرزادگی، فعالیت مستقل برای بهبود محیط زیست در آزربایجان را برنمی تابند و شتابزده و با اتهامات خنده دار به دشمنی با طرفداران محیط زیست در آزربایجان برخاسته اند. اتهامات خانم شکوه میرزادگی با اتهامات ماموران امنیتی به طرفدارن محیط زیست در آزربایجان مو نمی زند و انگار از هم دیگر کپی برداری شده است. این کپی برداری از اتهامات و اشتراک مسائی خانم میرزادگی با جمهوری اسلامی، واقعا چه صیغه ایی را برملا می کند؟

پرسش دیگر اینکه، چه تصادم و تضادی میان حفظ یک اثر تاریخی (پاسارگاد) با اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه دارد که خانم میرزداگی را چنان آشفته کرده است؟ به نظر میرسد این خانم میرزادگی است که مسائل حقوق بشری را با ذهنیت سیاسی خویش در هم آمیخته و فعالیت مستقل طرفداران محیط زیست در آزربایجان را در ضدیت با باورهای قوم گرایانهء افراطی خود یافته و واکنشی غیرنرمال، افراطی از خود نشان داده است واکنشی که عملا در خدمت رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته است. (نگاه کنید به اتهامات مشترک خانم میرزادگی و جمهوری اسلامی به معترضین به خشک شدن دریاچه ارومیه).

من خانم شکوه میرزادگی را به واقعگیرایی و پذیرفتن ایران به مثابه یک کشور کثیرالفرهنگ، کثیرالزبان و کثیرالملله دعوت می کنم و پذیرفتن پلورالیسم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی- زبانی در ایران را تنها راه برد این کشور به سعادت انسانی و دمکراسی اجتماعی میدانم.

اگر خانم میرزادگی واقعا میخواهد به مسائل حقوق بشری در ایران اهمیت دهد، بایستی عینک قومگرایی افراطی و پان فارسیستی را از چشمانش بردارد و تنها با اندکی دقت به منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای الحاقی آن که به حقوق برابر قومی، حقوق برابر فرهنگی- زبانی و حقوق برابر ملی در داخل کشورها تاکید می کند، تن دهند.

خانم میرزادگی و همفکران ایشان تا چه زمانی می خواهید از این واقعیت فرار کنند؟
یونس شاملی
20100406

پاورقی؛
عکسهایی از اعتراض به خشکی دریاچه ارومیه؛
http://www.flickr.com/photos/sabzphoto/sets/72157623633656383/
به یک گزارش ديگر در لینک زیر توجه کنید تا ماهیت برخورد خانم میرزاده بیشتر آشکار گردد؛
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=5215:2010-04-05-19-06-50&catid=1:2009-09-22-08-56-28&Itemid=23

بیانیه خانم میرزاگی

http://www.glancerss.com/showlink.php?link=8_1474_583301

 

 

_________________________________________________

 

باز هم سخنی با خانم شکوه میرزادگی

جهانی بیاندیشیم و منطقه ایی عمل کنیم

من مطلب کوتاهی در خصوص بیانهء خانم شکوه میرزادگی نوشتم و ضدیت ناشایست ایشان را با هواداران محیط زیست در آزربایجان نکوهیده ام.

http://www.facebook.com/home.php#!/notes/yunes-shameli/knm-swh-myrzdgy-dr-kdmt-my-zyst-y-jmhwry-slmy/418569456275

پاسخ خانم میرزادگی برای نوشته من کامئنی است که ایشان در فیس بوک آورده اند. برای روشن شدن بیشتر از چند و چون نگاه خانم میرزادگی به مسائل حقوق بشر کامئنت ایشان را بصورت کوتاه از نظر می گذرانم؛

 

اول؛ کامئنت خانم شکوه میرزادگی؛

آقای يونس شاملی، متاسفم که شما نوشته بيانيه کميته نجات را تحريف کرده ايد تا آن چه را که می خواهيد به ديگران القا کنيد بگوييد. و متاسفانه برخلاف اصول اخلاقی نه تنها لينک مطلب را در شروع نياورده ايد بلکه در انتها به عنوان «بيانيه خانم ميرزادگی» به عکس هايي از جنبش سبز لينک داده ايد. تا ديگران آن را نخوانده به نوشته شما استناد کنند


برخلاف نظر شما در بيانيه دقيقا به هزاران هزار تن از مردمان قابل احترام و تحسين هموطنم در اورميه که به تخريب محیط زيست شان اعتراض کرده اند تاکيد شده است و اين هيچ ربطی به بهره برداری های سياسی جمهوری اسلامی و تجزيه طلب ها که شما همه را با هم مخلوط کرده ايد ندارد.
ضمنا ممکن است برای شما ترک و فارس و بلوج و کرد متفاوت باشند برای من که همه را هموطنم می دانم همه شان قابل احترام و دوست داشتنی هستند و همه شان حقی يکسان بر کل سرزمين مان دارند. اين شما هستيد که بدون هيچ رفراندومی، و بدون هيج حق شناخته شده ای با عنوان کردن اين که من به آذربايجانی ها حق دفاع از محيط زيست شان را نمی دهم آذربايجان را جدا از ايران می دانيد وگرنه برای کسی که اين مجموعه را يکی می بيند چه فرقی می کند که تنگه بلاغی نابود شود يا درياجه اروميه و يا درياچه شادگان و بحرخزر و خليج فارس و .. هر گوشه سرزمين مان که متاسفانه دارد به دست جمهوری اسلامی نابود می شود

.

و بعد؛ نکاتی درباره کامئنت خانم میرزادگی؛

1- خانم میرزادگی از آنجا که من بیانیه ایشان را به لینک کمیته نجات پاسارگاد (که نمی دانستم) ارجاع نداده، بلکه آن را در لینک دیگری به خوانندگان عرضه کرده ام، و از انجا که لینک بیانیه ایشان را نه اول نوشته (!) که در پایان نوشته و در میان منابع نوشته آورده ام، مرا به تحریف و ضدیت با اصول اخلاقی متهم کرده اند و به گونه ایی نوشته اند که گویا بیانیه ایشان در لینکی که من در منابع نوشته ام آورده ام حاوی بیانیه ایشان نبوده است. به همین جهت من هر دو لینک خانم میرزادگی و خودم را زیلا می آورم تا به درک خانم میرزادگی از اخلاق و تحریف بیشتر پی ببرند!

لینکی که من بیانیه خانم میرزادگی را آورده ام؛

 

http://www.glancerss.com/showlink.php?link=8_1474_583301

لینکی که خانم میرزادگی بیانیه خود را در آن معرفی کرده اند؛

 

http://www.savepasargad.com/April%20-%202010/bayaniyeh-darbareh-Uromiyeh.htm

 

2- خانم میرزادگی باز هم در این کامئنت از مفهوم "بهره برداری سیاسی تجزیه طلب ها و جمهوری اسلامی" استفاده کرده است بدون اینکه کوچکترین اشاره ایی به مسئله سیاسی در حوادث اخیر و اعتراضات مردم به خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه داشته باشند. بالاخره با تمامی حواشی روشن نیست که مسائل سیاسی موجود در این اعتراضات و بهره برداری سیاسی از آن چه بوده است! این در حالیست که من به روشنی نوشتم که مطالبه تحصیل به زبان مادری و حتی مطالبه اداره منطقه آذربایجان به دست مردم آذربایجان نه مسائل سیاسی که مسائل حقوق بشری هستند. نگاه کنید به کنوانسیون الحاقی حقوق سیاسی اجتماعی اقوام.

 

3- دم خروس ضدیت با مسائل حقوق بشری خانم میرزادگی آنجایی بیرون می زند که اصطلاح "تجزیه طلب" دوباره در کامئنت ایشان سبز می شود و بدتر از آن اینکه ایشان در بیانه خویش معترضین به خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه عوامل دولتهای خارجی معرفی میکند. اولا در سیزده فروردین و اعتراضات مردم در کنار دریاچه ارومیه چه شعارهایی داده شده است که معترضین به تجزیه طلبی متهم شده اند؟ نانیا چه مدارک و شواهدی دال بر وابستگی معترضین به دولتهای خارجی وجود دارد که خانم میرزادگی آن را دربیانیه خود آورده اند. آیا اتهام وابستگی به دول خارجی و تجزیه طلب خواندن فعالین ملیتهای غیرفارس در ایران، اتهامات جمهوری اسلامی برای این فعالین مدنی و حقوق بشری نیست؟ آیا خانم شکوه میرزاده در این بیانه به بوق تبلیغاتی جمهوری اسلامی تبدیل نشده اند؟

 

به نظر من، خود استفاده از مفهوم "تجزیه طلب" که مفهومی منفی است در تعریف دشمن و خصم و در ادبیات سیاسی دولتی برای سرکوب فعالین ملیتهای غیرفارس ایران مورد استفاده قرار میگیرد، استفاده ایی مذموم و نادرست در یک بیانیه دمکراتیک است. برای نمونه حتی اگر کسی نیز در اندیشه خویش به تشکیل دولت مستقلی از ایران باور داشته باشد، از نظر منشور جهانی حقوق بشر جرمی را مرتکب نشده است. چه بند 17 و 19 منشور جهانی حقوق بشر به آزادی عقیده و وجدان تاکید می کند. هر کسی هر آنگونه که می خواهد می تواند بیاندیشد و اندیشه خود را تبلیغ کند.

 

از خانم میرزادگی که خود را مدافع مسائل حقوق بشری جا می زند باید پرسید که، آیا دفاع از آزادی عقیده و وجدان جزو مسائل حقوق بشری به حساب نمی آید که ایشان مفهوم بسیار مذموم و ناپسند "تجزیه طلب" را برای فعالین و مدافعین محیط زیست در آذربایجان مورد استفاده قرار داده اند؟

 

4- بایستی برای خانم میرزادگی روشن کنم که برای من هم همه انسانها نه تنها در ایران که در هرکجای جهان دارای ارزش یکسانی هستند. اما هرکسی در هر نقطه جهان سعی در بهبود محل، شهر، منطقه و یا کشور خود دارد. این که فعالین مدنی آزربایجان به فکر محیط زیست در آزربایجان باشند هیچ تضادی با اینکه خانم میرزادگی به فکر پاسارگار در فارسستان باشد ندارد. در این مسئله هیچ تعارضی نیست که اگر شما به منطقه فارس تعلق دارید به فکر مسائل آن منطقه باشید و جوانان آزربایجانی به فکر مسائل منطقه خود و کردها برای بهبود وضعیت منطقه خود و الآخر. برای اطلاع خانم میرزادگی بایستی یادآور شوم که حتی در کشور نسبتا یکدست سوئد دو حزب سیاسی وجود دارد (حزب استکهلم و حزب گوتنبرگ) که توجه شان تنها به شهر خودشان است. فعالیت این احزاب هیچ تعارضی با فعالیت احزاب سراسری سوئد ندارد. اگر در کشور سوئد با هارمونی زبانی تشکیل چنین احزابی بسیار طبیعی است. چگونه در کشور ایران با ساختاری چند فرهنگی و چند ملیتی توجه به مسائل منطقه ایی مذموم تلقی می گردد و خانم میرزاده دوست دارند خودشان را بسیار فراملیتی نشان دهند! بایستی به خانم میرزادگی تاکید کنم که این نوع به اصطلاح فراملیتی اندیشیدن شما نتیجه اش را در سیاستهای دولتی ایران چه در زمان شاه و چه در زمان شیخ به روشنی نشان داده است. تا زمانیکه مردم آزربایجان، کردستان، بلوچستان و منطقه عربی اهواز و لرها و ترکمن ها به فکر مناطق خود نباشند، فلاکت از منطقه آنان رخت برنخواهد بست. اتفاقا آنچه که برای پیشرفت کشور ایران مناسب است؛ "جهانی اندیشیدن و منطقه ایی عمل کردن ملیتهای مختلف در مناطق زیستی خویش است". این تنها راهی است که مردمان ایران بایستی آن را سرلوحه اندیشه خود قرار دهند و به فکر احیا و بهبود وضعیت منطقه اتنیکی، قومی و ملی خود باشند. چرا که دولت ایران یک دولت استبدادی فارسی شیعی است و اگر بهبودی نیز در بعضی از مناطق ایران به چشم می خورد در منطقه فارسستان ایران است و نه مناطق غیرفارس. بنابراین من شخصا اندیشه فراملیتی در ایران را فریبی بیش نمی دانم و نتیجه این فریب را نیز در هشتاد سال حاکمیت دولت فارسی در ایران شاهدش بوده ایم. به نظر من اصلاح و بهبود وضعیت کشور ایران از بهبود وضعیت تمامی ملیتهای ساکن ایران و مناطق آنان می گذرد و لاغیر. بنابراین پز فراملیتی با تصویر زشتی که این نو نگرش در هشتاد سال گذشته ایران از خود برجای گذاشته پز بسیار کهنه و نژادپرستانه است.

 

حال واقعا نمی دانم؛ خانم میرزادگی و کسانیکه که مثل ایشان می اندیشند در باره این متد فکری برای ایران که؛ جهانی بیاندیشیم و منطقه ایی عمل کنیم" چیست؟ باز هم خانم میرزادگی حق فعالیت مستقل حقوق بشری مردم آزربایجان را برای بهبود منطقه خودشان در تعارض با اندیشه های خود می بینند؟

یونس شاملی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

20100407

 

در باره نویسنده:

Yunes Shameli  یونس شاملی

آخرین مطالب Yunes Shameli یونس شاملی