آنا ديلي

shivaf02(اين مقاله به مناسبت روز جهاني زبان مادري سال 2017 به صفحه اول سايت تريبون منتقل ميشود)

توضيح از علي رضا اردبيلي:
داستان مظلوميت افراد و گروههاي اجتماعي ميتواند اشكال درجات متفاوتي داشته باشد. از اين منظر، در كشور گل و بلبل ايران، آذربايجان، فرهنگ و زبان توركي آن آماج يك كارزار ايدئولوژيك در 90 ساله اخير بوده است. شدت، همه جانبگي و استمرار بي وقفه اين ستم، مشخصات مظلوميت آذربايجان بوده و هست.

از عناصر تشكيل دهنده ستمي كه بر آذربايجان مي­رود، انكار هويت مشترك آن با نيمه شمالي خود در آنسوي آراز است. گويا هم سرزمينهاي شمال آراز و هم آذربايجان جنوبي، هر دو ملك طلق حكومتهاي آريامرام مركزي ايران بوده است. با اين وجود، اين دو نيمه يك زباني و يك فرهنگي شمال و جنوب يك مرز قرادادي مابين دولتها، حتي به معني "املاك" رژيم تهران هم، باهم اشتراكي ندارد و...


از تبعات اين ادعاي عجيب و غريب، الزامي است كه براساس آن بايستي به هر زور زدني ثابت كرد كه نام اراضي شمال اين مرز قراددي، هرچيزي بوده و ميتوانسته باشد بجز آذربايجان.

اگر متوليان ايدئولوژي آريايي مدعي تز مسخره فوق، خودشان ادعاي خودشان را جدي بگيرند، بايستي قبول كنند كه حتي يك سند تاريخي مربوط به ادوار قبل از 1918، از ناميده شدن اراضي شمال آراز، به نام "آذربايجان"، تز آنها را براي هميشه باطل كند. به هر رو اين روالي است كه با كمي برخورداري از فرهنگ بحث و استدالال بايستي روي آن اجماع مي­بود.

اما جايي كه تزهاي دولتي قرار است به ضرب ساواك و زور اطلاعات، زورچپان بشوند، جايي براي منطق و استدلال نمي­ماند و بعداز موارد بيشماري از شواهد دال بر اشتراك همه جانبه فرهنگي و تاريخي بين شمال و جنوب و ارائه اسنادي از ادوار متخلتف تاريخي، هنوز هم متوليان دولتي و اوپوزيسيوني و مستقل اين تز، ساكت نشده­اند و در هر فرصتي آنرا مطرح مي­كنند.

مقاله زير از آقاي شيوا فرهمند راد، اولين تير خلاص به اين تز من در آوردي آريايي نيست و مسلما آخرين آن هم نخواهد بود. تز جعلي مورد نظر تا روزي كه آذربايجان مثل امروز مستعمره تهران باشد، تكرار خواهد شد. اين تز در توجيه ستم و اعمال سلطه مستعمراتي رژيمهاي تهران است و تا وقتي رابطه اسير و ظالم در بين اين دو، برقرار است، اين تز و تزهاي مشابه از بلندگوهايي رسمي و غير رسمي عشيره پرستان آريايي تكرار خواهد شد.

مقاله آقاي فرهمند راد، شواهد بي نظير متعددي در مورد هويت تركي مشترك مردمان شمال و جنوب آراز را در خود دارد.

لازم به ذكر است كه نكته فوق، مسئله اصلي مقاله آقاي فرهمند نيست. مسئله جنب و جوش روشنفكران و رهبران فرهنگي جامعه در دو سوي آراز براي آموزش زبان توركي و رفتار دولتهاي روس و ايران با اين تلاشها موضوع اصلي مقاله زير است. در اينجا هم يك نكته قابل تعمق مقايسه سخاوت دولت روسيه نسبت به سنگ اندازيها و ممنوعيتهاي دولت حاكم بر تهران است. معلوم نيست كه اگر نام مناسبات حاكم از سوي روسيه با آذربايجان شمالي در  قرن نوزدهم، "اشغال و استعمار" است نام رفتار به دور از تمدن رژيمهاي حاكم بر تهران (پهلوي اول و دوم) با فرهنگ و هويت آذربايجان در قرن بيستم چيست؟! و سوآل آخر اينكه كداميك را بايد ترجيح داد؟(پايان توضيح)

لينك مقاله آقاي شيوا فرهمند راد