تریبون

Videos

اٶزل / ويژه

علي رضا اردبيلي: چرا حزب عدالت وتوسعه تركيه براي دوازدهمين بار پيروز شد؟

علي رضا اردبيلي: چرا حزب عدالت وتوسعه تركيه براي دوازدهمين بار پيروز شد؟
منبع: سايت ايران امروزطبق اطلاعات جدول زير، از اولين انتخابات پارلماني كه حزب عدالت و توسعه رابا 34 درصد آراي رأي دهندگان به حاكميت رسانيد، تا رفراندوم اخير در 16 ماه آوريل 2017، طي پانزده سال ادامه...

انسان بطور طبيعي از ظواهر امر به قضاوت مي­نشيند، از ديدن زواياي پنهان يك پديده مركب غافل مي­شود، نقاط قوت ديگري و نقاط ضعف خود را نمي­بيند و  معمولا دوست دارد اميدوار باشد كه شانس بيشتر از HBT Turkietواقعيت امر و ريسك كمتر از واقعيت است. اين خصوصيات بشري، "بطور طبيعي" است. اما هيچ انساني دايره اشراف خود به پديده­هاي پيرامون خود را به اين حد طبيعي محدود نمي­كند. ما حق داريم بعنوان انسان داراي قدرت حسي، دماي يك اطاق را "سرد" استباط كنيم يا غذايي را ترش يا رنگ چمن همسايه­ مان را "سبزتر" از رنگ چمن حياط خودمان ببينيم. اين بخشي از حق انساني و طبيعت انساني ماست. اما بعنوان موجودي هوشمند كه روش بيطرفانه (غير طبيعي و بدون دخالت احساس انسان مشاهده­ گر) اندازه ­گيري حرارت را يادگرفته است، بعداز ديدن درجه حرارت اطاق، استنباط  و تعريف "طبيعي و احساسي" خود از دماي هواي اطاق را نامعتبر بداند.

به همين شيوه ما ميتوانيم براساس شنيده­ ها و هر مباني ديگري، تصور كنيم كه اروپا دست راستي­تر شده يا  فقر در آفريقا كمتر شده و زندگي براي مردم ايران در دهه اخير، راحتتر گشته است. اين حق انساني ماست كه بدون هيچ متر و معيار و دانشي، استنباط  كاملا شخصي و سوبژكتيو خودمان از پديده­هاي پيرامون خود را داشته باشيم و حتي آنها را "عين واقعيت"، "بيطرفانه"، "عادلانه"، "دقيق" و حتي  "علمي"  بدانيم و بر سر آنها به بحث بنشينيم و از برداشتهاي خود، دفاع آتشين هم بكنيم. (تا اينجا بحثي نيست) مشكل آنجا شروع ميشود كه ما بعداز مواجهه اين نوع از استباطهاي شخصي خود با نتيجه مشاهدات دقيق­تر و مطالعات علمي هم، همچنان بر درستي استنباط خودمان اصرار كنيم.



اگر در همان مثال دماي اطاق بمانيم، ميشود اينطور موضوع را ادامه داد: ماحق داريم حس كنيم و بيان كنيم و بر روي آن اصرار كنيم كه "امروز اطاق از ديروز سردتر است". اما اگر نتيجه سنجش دما در دو روز مورد بحث نشان مي­دهد كه چنين نيست (و مثلا بر عكس است)  به شرطي كه سالم بودن دماسنج و صلاحيت و صداقت فرد يا افرادي را كه به سنجش و ثبت درجه حرارت اطاق پرادخته­ اند، مورد تأييد ماست، بايستي نادرست بودن احساس طبيعي اوليه خود را قبول كنيم.

آنچه امروز در جوامع غربي، Fact resistance / مقاومت در قبال فاكت ناميده مي­شود، براي توصيف  اين موقعيت به كار مي­رود. (پايان مقدمه چيني)

بحث بي پايان تركيه!

استنباط من از افكار عمومي غالب در ايران اين است كه ظرفيت هيچ درجه­اي از يك بحث منطقي و خونسردانه در مورد ظرفيتهاي (احتمالي) كشورهاي عربي و در رأس آنها عربستان را ندارد. تنها حرفي كه شما ميتوانيد با "افكار عمومي" غالب بر قاطبه اهالي كشور ايران در باره عربستان و كشورهاي بزنيد و لبخند تأييد­آميز تحويل بگيريد، بارانيدن اهانت و تحقير به گذشته و حال اعراب است.

در مور تركيه منظره كمي پيچيده ­تر است. تأثير برنامه ­هاي كانالهاي تلويزيوني تركيه و سفرهاي توريستي ايرانيان به اين كشور، كمي "افكارعمومي" مورد اشاره را، نسبت به تركيه مهربانتر كرده است. اما همين تغيير در افكار عمومي، سياسيون چپ و ناسيوناليست ايراني را به تشديد نفرت پراكني عليه تركيه كشانيده است. بنابر اين استنباط شخصي من، "وفاق ملي" موجود بر عليه هويت و فرهنگ و موجوديت عرب، در مورد تركيه، دچار يك تغيير جدي شده است. يعني در حالي كه تجربه دست اول كساني كه به تركيه سفر كرده ­اند و كساني كه اينك بيش از سه دهه است، بيننده تمام وقت يا گاهگاهي تلويزيونهاي تركيه هستند، نسبت به اين همسايه غربي كشور ايران، مهربانتر و مثبت­تر شده است، محافل سياسي (چپ و ناسيوناليست) با توجه به رشد كشور تركيه در سالهاي اخير، تركيه را در كنار عربستان سعودي به آدرسي براي ارسال پيام نفرت بدل كرده­ اند. اين محافل كه بي توجه به تعداد عددي­شان نزديك به صد در صد فضاي عمومي و رسانه­ اي را در اختيار دارند، مخاطب من در اين مبحث نيستند. اينان چشم و گوش بر هر فاكت و نتيجه هر تحقيقي بسته و اطميناني از جنس ايمان مذهبي به سياه بودن سيماي تركيه دارند. هر وقت كه متعصبين مذهبي در منطقي بودن دگمهاي ايدئولوژيك خود، ترديد كردند، ميتوان به اين قوم پرتعداد و پر سر و صدا هم اميد بست.

فلذا مخاطب من در اين نوشته (مثل همه نوشته­ هاي ديگر در اين موضوع) قشر محدودي از انسانها هستند كه حتي اگر هم استنباط خاص احساسي و شخصي از جهت حركت تحولات تركيه دارند، پيشاپيش خود را بر عليه اسناد احتمالي مخالف با پيشفرضهاي خود، واكسينه نكرده ­­اند.

قابل مشاهده بودن و قابل نمايش دادن

اگر هر تحولي در هر جايي به اندازه كافي جدي، واقعي و ادامه ­دار باشد، بايستي بتوان ديد و به ديگران نمايش داد و اگر تحولي قابل مشاهده براي خود مدعي نيست و تنها مدعي آنرا احساس ميكند و در نتيجه مدعي قادر به نمايش آن به غير هم نيست، بايستي قبول كرد كه سوژه مورد نظر (پديد يا پروسه) به اندازه كافي واقعي و قابل اعتنا نيست.

سوآل اصلي در مورد تركيه: جهت و سرعت حركت

مسئله اصلي تركيه اين نسيت كه اين كشور شبيه پادشاهي اردن  است يا شبيه بلژيك و هلند. بنظر من بسياري جايگاه تركيه را مابين دوكشور هلند و اردن مي­بينند. مسئله اصلي تركيه بود يا نبود معضلات مرتبط با عدم توسعه نيست. آنچه بحث تركيه را بخصوص براي ذهنيتي كه دغدغه ­اش، مشكلات سر راه توسعه در كشورهاي عقب مانده خاورميانه است، به شرح زير است:

  1. جهت حركت جامعه تركيه (صرفنظر از شعارها، وعده ­ها و نيات قلبي سياسيون وحكومتيان) طي يك دهه و نيم از سال 2002 باينسو چيست؟

  2. آيا در كل مسير حركت يا مواردي، اين جهت حركت دچار سكته شده است؟ بعنوان مثال اگر درصد دانشجويان دختر در دانشگاهها در ابتداي اين پريود شروع به افزايش كرده است، يا ميزان زنان محجبه در شروع اين دوره (از 2002 باينسو) سيز نزولي پيدا كرده است، اين جهت مثبت تحولات در بين راه در جايي متوقف شده يا جهت منفي يافته است، يانه؟

قابل سنجش بودن

تحولات جامعه را ميتوان به انواع مختلفي تقسيم بندي كرد و يكي از دسته­ بنديها، انواع قابل اندازه گيري اين پروسه­ هاست. در عمل ممكن است بجاي تحولات بسياري مهمي كه قابل سنجيدن نيستند، ما سراغ تحولاتي برويم كه حتي اگر اهميت كمتري دارند، اما در عوض قابل مطالعه و قياس هستند.

چند نمونه از تحولات قابل اندازه گيري در جامعه تركيه را من در زير رديف ميكنم. اين ليست ميتواند كوتاهتر يا طولاني تر از اين بشود يا بالكل موضوعات ديگري را در خود احتوا كند، اما هيچ بحث جدي در مورد تاريخ پانزده ساله يك كشور نميتواند، با بي توجهي به تحولات قابل سنجش و فاكتهاي حاصل از اين مطالعه و قياس، جدي تلقي شود.

  1. آهنگ افزايش جمعيت، (با توجه بيانات رهبران آك پارتي در جهت دعوت به افزايش جمعيت)
  2. سطح تحصيلات بخصوص براي دختران و زنان
  3. تقسيم نيروي كار (كشاورزي، صنعت و خدمات)
  4. فقر عذايي و فقر بطور عام
  5. عدالت اجتماعي: سهم ثروتمندان و فقرا از كل درآمد كشور
  6. سن متوسط ازدواج
  7. ميزان بچه ­دار شدن و استفاده از روشهاي ضدبارداري
  8. درصد وضع حمل در چهارچوب سيستم پزشكي،  ميزان و مير مادران در حين زايمان و نوزادان
  9. موقعيت دگرباشان جنسي
  10.  ميزان دانشگاهها و خوابگاههاي دانشجويي بعنوان مكانهايي براي سنت زدايي از روابط دختران و پسران جوان
  11.  زندگي مشترك بدون ثبت رسمي (نكاح سفيد)
  12.  درجه غلبه استنباط محافظه ­كارانه و ديني بر پوشش زنان،
  13.  ميزان اهميت بدن نمايي و بدنسازي در ميان اهالي
  14. اسامي انتخابي والدين براي فرزندان خود
  15.  ايدآلهايي كه در هنركاربردي (سريالها و كنسرتهاي پر بيننده) تبليغ مي­شود
  16.  ميزان ورود مسائل منحصر به حوزه شخصي در جوامع محافظه كار به حوزه عمومي
  17.  نحوه برخورد به مسائل ديني در حوزه عمومي
  18.  رفرنسهاي رهبران جامعه در مسائل خاص حوزه محافظه­ كاران مثل كورتاژ، الكل، زنا، گرايشات جنسي متفاوت از اكثريت، طلاق،
  19.  نحوه مقابله محافظه­ كاران با سنت شكني­ها چگونه بوده است؟
  20.  معماري شهري دوران آك پارتي در جهت دفاع از الگوهاي محافظه­ كارانه زندگي بوده است يا نه؟ (ساخت خانه­ هاي كوچكي كه زندگي يك نفره و دونفره موافق با روشهاي زندگي مدرن را ممكن ميكند)
  21.  آيا رأي دادن بخش بزرگي از شهروندان به آك پارتي، به معني غلبه روح محافظه ­كاري در جامعه تركيه است؟
  22.  از نظر الگوهاي سنتي زندگي شهري جوامع مسلمان مثل بسته بودند رستورانها و غذاخوريها در ماه رمضان، جهت حركت تركيه به كدام سو بوده است؟
  23.  آيا در تركيه، همه محافل محافظه­ كار (نه فاناتيكهاي ديني) از نحوه اداره جامعه از سوي آك پارتي رضايت دارند؟
  24.  آيا آنطور كه كمونيستهاي "طرفدار محيط زيست" شده مي­گويند، جنگلهاي تركيه در 15 سال اخير قرباني توسعه بي­رويه شده است؟
  25.  موقعيت فعلي تركيه از نظر توليد و صرف انرژي­هاي تجديدپذير در مقايسه با كشورهاي پيشرفته چگونه است؟
  26.  آيا رفتار با مجرمين و محكومين در دوران اخير، شديدتر و غيرانساني تر شده است؟
  27. اگر ميدان سياست درتركيه را به دو جبهه "محافظه كار و سوسيال دموكرات-سوسياليست تقسيم كنيم، كداميك ميل به تعامل بيشتر با جبهه مقابل دارد و تولرانت­ تر است؟
  28.  نسبت رفاه مردم تركيه نسبت كشورهاي اروپايي در چه حدي است؟

    و ....

بحثهاي جانبي مربوطه

اگر ابتدا ميدان عمل اجتماعي (تركيبي از سياستهاي دولتي و الگوهاي رفتاري شهروندان) را بعنوان "اصل" قبول كنيم و سپس با مطالعه سير تحولات در هر زمينه ممكن، به نتيجه معيني (سكولاريزه­ تر شدن يا محافظه­ كارتر شدن جامعه تركيه) برسيم، بايد تكليف خود را با يك يا چند بحث جانبي مشخص كنيم.

نيت خواني (نيات) رهبران سياسي

يعني بعداز مشخص شدن مسير حركت جامعه در اين 15 سال، سعي كنيم بفهميم كه آيا اين روند، "عليرغم ميل" حاكميت سياسي بوده است يا در نتيجه خواست آنها. اين بحث خواه نا خواه در ادامه خود، ما را مجبور به ورود حوزه مباحث مربوط به نقش شخصيتها و احزاب سياسي در تاريخ مي­كشاند و روشن است كه اگر سكولاريزاسيون بيشتر (يا عكس آن) در 15 سال اخير در تركيه اتفاق افتاده است، تعيين كردن سهم و تقصيرات رهبران سياسي تركيه از مصطفي كمال آتاتورك باينسو، كاري دشوار خواهد بود.

يك بحث ديگر در همين رابطه، وجود شكاف ميان سخنان رهبران و جهت حركت  جامعه است. بعنوان مثال رهبران آك پارتي پنهان نكرده­اند كه خواهان افزايش جمعيت كشور هستند. اما آيا در اين جهت گام عملي مشخص هم برداشته­اند؟ وقتي رهبران مذكور، خواهان افزايش جمعيت بوده­اند و آهنگ افزايش جمعيت كشور كندتر شده است، آيا بايستي اصل فاكت يعني كاهش نرخ رشد جمعيت را هم انكار كرد؟

ز عمل كار برآيد به سخنداني نيست!

اگر رهبران احزاب سنتي سخناني در جهت طرفداري از سكولاريزم بيان كرده رهبران آك پارتي در سخنان خود، طرفدار محافظه­ كاري بوده­اند، تكليف ما چيست؟ آيا اگر نتايج بررسي ما نشان داد كه تركيه در دوره حاكميت 15 ساله آك پارتي، بيش از دوره 79 ساله تحت حاكميت كماليستها سكولايزه شده است، بيانات محافظه­ كارانه رهبران آك پارتي را چگونه بايد تفسير كرد؟ در مواردي كه رهبران آك پارتي در نظرات قبلي خود (سالهاي قبل از رسيدن به حاكميت) تجديد نظر كرده ­اند، چطور بايد موضع­گيري كرد؟

بحثهاي تئوريك

رابطه متن قوانين با رفتار شهروندان در زندگي روزمره و همينطور ارتباط حق حاكميت شهروندان با سكولاريسم  از مهمترين بحثهاي نظري مرتبط با تحولات تركيه در دوران مدرن است. آيا سكولاريسم مثل حق آزادي بيان، مستقل از اراده شهروندان و قائم بالذات است؟ آيا يك دولت دموكراتيك (شامل قواي سه­ گانه) ميتواند در تضاد با اراده اكثريت شهروندان خود، قوانين سكولار وضع كند؟ اگر اكثريتي از شهروندان يك كشور بدون اينكه با وضع قوانين مخالفت كنند، خودشان در زندگي روزمره خودشان، از الگوهاي رفتاري سكولار تبعيت نمي­كنند اما قوانين كشور، سكولار است، حال و روز سكولاريسم در اين كشور چگونه است؟ اين بحث خاص تركيه نيست و بعداز فروپاشي نظامات كمونيستي اروپاي شرقي، بطور جدي مورد در محافل آكادميك غربي مورد بحث قرار گرفت.

آيا سكولاريزه شدن يك جامعه به معني اعتقاد پيدا كردن اكثريت اهالي به يك مكتب سياسي (همان سكولاريسم) است؟ آيا سكولاريسم يعني سخنراني آتشين رهبران حكومتي در تبليغ اين مكتب سياسي است؟ (و برعكس؟)

از كماندار بيند اهل خرد

در ديدن علت ناكامي­هاي و پيشرفتهايي كه وقوعشان مسلم بوده و باتكيه بر اسناد قابل كنترل، ميتوان بعنوان فاكت پذيرفت، ميتوان علل بيشمار و متنوعي يافت. ميتوان هم حاكميت امروزي را مسئول خوب و بد روندهاي امروزي اعلام كرد و هم ميتوان حكومتهاي قبلي را زمينه­ساز ناكامي­ها و موفقيت­هاي امروزي اعلام كرد و بخشي از افتخار و مسئوليتها را به آنان داد.

كاري كه نبايد كرد
ميتوان يكي از دو روش كلي فوق را براي علت­يابي خوب و بد روندهاي امروزي انتخاب كرد و در انطباق روش انتخابي در همه زمينه
­هاي بر روي يك پا (همان روش انتخابي) ايستاد. آنچه نبايستي انجام داد، انتخاب سليقه­ اي يكي از دو روش فوق بسته به مورد است. مثلا نميتوان افتخار ناشي از موفقيتهاي امروزي را به پاي حاكمان امروزي نوشت و گناه ناكامي­ها را به پاي حكومتهاي قبلي و برعكس.

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي
علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي