تریبون

Videos

اٶزل / ويژه

علي رضا اردبيلي: چرا حزب عدالت وتوسعه تركيه براي دوازدهمين بار پيروز شد؟

علي رضا اردبيلي: چرا حزب عدالت وتوسعه تركيه براي دوازدهمين بار پيروز شد؟
منبع: سايت ايران امروزطبق اطلاعات جدول زير، از اولين انتخابات پارلماني كه حزب عدالت و توسعه رابا 34 درصد آراي رأي دهندگان به حاكميت رسانيد، تا رفراندوم اخير در 16 ماه آوريل 2017، طي پانزده سال ادامه...

این پایان راه است: استقلال از ایران

توضيح از تريبون: براي ماندن، براي بزرگ ماندن و بياد ماندن، خلق حجم بزرگي از آثار لازم نيست و گاه تنها ارائه يك اثر بزرگ براي نيل به اين مقصود كفايت ميكند. نامه انصافعلي هدايت در مورد شرايط حاكم بر زندانهاي جمهوري اسلامي به رئيس جمهور وقت رژيم يعني جناب سيد محمد خاتمي، مونوگرافي بيمانندي بود كه بعنوان كارنامه كاري كه خالق خود را ابدي ميكرد، پذيرفتني بود. اينك بار ديگر خالق همان اثر، زبان حال تك تك اعضاي جامعه بزرگ ملت تورك آذربايجان را به صميميتي كه نمونه آنرا تنها در آثار بزرگاني چون صمد بهرنگي سراغ داريم، بر زبان آورده است. هر سطري از اين رنجنامه پرده اي از درام تلخ هستي مادي و معنوي تلخ ملت ما در هشت-نه دهه اخير است. تك تك كلمات اين نوشته آغشته به درد و رنج ملت ماست. ملتي كه گناه ناكرده، حكم محو فرهنگي و فيزيكي اش دهه ها قبل از سوي حاكمان صادر شده است و اينك يكي از ميان اين محكومان معصوم، حجاب از كلام برگرفته و حكايت ستم غريب بودن در خانه خود و سنگيني حكم زوال فرهنگ و هويت خود را بر صفحه كليد كامپيوتر جاري ساخته است. تاكنون هيچ اثري با اين سرعت از سوي مخاطبين و مراجعين سايتهاي اينترنتي، خوانده نشده بود. آمار خوانده شدن اين اثر در همه سايتهاي اينترنتي در هر لحظه بالا ميرود. به جرٲت ميتوان ادعا كرد كه اگر عكسبرداي از ذهن انساني عملي ممكن بود، حاصل عكسبرداري از ذهن تورك آذربايجان در اين دهه اخير، بسيار شبيه اين مقاله از انصافعلي هدايت ميبود. (پايان توضيح)


شما، ... آری شما ...، شما را می گویم ....

آیا شعار "آذربایجان جنوبی جزء ایران نیست" دلتان را شکسته است؟
پس:
چرا در این همه "87" سال حکومت پهلوی ها، خمینی و خامنه ای صدای ها و فریادهای ملت آذربایجان جنوبی را نشنیدید؟ 
چرا به جای شنیدن سخنان و خواست های انسانی، حقوقی  و اولیه  ما آذربایجانیان جنوبی، ما را متهم کردید؟ 
چرا وقتی متهم مان می کردند و محکوممان می کردند، دل ایران تان به درد نمی آمد؟
چرا وقتی به ملت تورک آذربایجان جنوبی توهین می کردند، موضع گیری نمی کردید؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی را تحقیر می کردند، خاموش بودند؟


چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی  حقوق انسانی و حقوق اولیه (حقوق بشری که سازمان های بین المللی برسمیت شناخته اند)، خودش را از ایران می خواست، خاموش بودید و حمایتشان نمی کردید؟
چرا وقتی حکومت هایتان می خواستند، زبان و فرهنگ و تاریخ آذربایجان را در زیر بمباران هزاران تن فرهنگ دورغ، تاریخ جعلی و زبان فارس دفن کنند، ساکت بودید؟
چرا وقتی زبان فارسی در مدارس برای آذربایجانیان اجباری شد، از حقوق بشر و حقوق ملت آذربایجان جنوبی برای داشتن زبان و تاریخ و ادبیات و ... خودشان، دفاع نکردید؟
چرا با ملت تورک آذربایجان جنوبی هم صدا نشدید تا زبانشان در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده شود؟
چرا زبان فارسی را به زور به ملت تورک آذربایجان جنوبی تحمیل کردند و شما سکوت کردید؟
چرا وقتی اقتصاد آذربایجان جنوبی را خشکاندند و مردم این سرزمین مجبور به فرار از خاک خودشان شدند، بر سر دولت مرکزی فریاد نزیدید؟
چرا در قبال عقب نگه داشتن های عمدی ملت تورک آذربایجان جنوبی بغض نکردید و خفقان گرفتید؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی می خواست یک روزنامه و کتاب به زبان خودش داشته باشند، بر می آشفتیدید؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی خواستار اجرای اصول قانون اساسی در باره آموزش زبان تورکی آذربایجانی در کشور و خاک خودشان بودند، با آنان هم صدا نبودید؟
چرا وقتی تنها به خاطر دفاع از زبان مادریشان و در سرزمین های خودشان  دستگیر و زندانی می شدند، دلتان خونین نمی شد؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی در قلعه بابک خرمدین اجتماع می کردند و سپاه، بسیج و پلیس به آنان حمله می کردند، ساکت مانده بودند؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی می گفتند، سرزمین آذربایجان تحت استعمار ایران و فارس ها است، از بحث در این باره طفره می رفتید؟
چرا هنوز هم می ترسید، ملت تورک آذربایجان جنوبی را یک "ملت" با هویت تورک و آذربایجانی، با تاریخ و فرهنگ متفاوت از شما فارس ها بدانید؟
چرا با خودمختاری و فدرالیسم برای آنان برای اداره امور مملکت خودشان، مخالف بودید و هستید؟
چرا 99 درصد مدیران خاک ملت تورک آذربایجان جنوبی، فارس هستند؟
چرا کارخانه ها و شرکت های مهم در این خطه ساخته نمی شوند؟
چرا رشد بیکاری در آذربایجان جنوبی بسیار سریع تر از مناظق فارس زبان است؟
چرا معادن سرزمین آذربایجان جنوبی، در اختیار رشد کارخانه های فارسستان فعال است؟
چرا تاریخ ملت تورک آذربایجان جنوبی را همان طور نوشتید و می نویسید که شما خواستید و می خواهید نه همان طور که در تاریخ رخ داده است؟
چرا به شخصیتهای تاریخی آذربایجان جنوبی توهین می کنید؟
چرا به سید جعفر پیشه وری و همرزمانش به خاطر ایجاد حکومت ملی و دموکراتیک برای مردم و آذربایجان جنوبی، توهین می کنید؟
چرا وقتی شاه، اصول اجرائی حکومت ملی آذربایجان در 1945-1946 را به عنوان "انقلاب شاه و ملت" یا "انقلاب سفید"، به ایران قالب کرد، نگفتید که این ها دستاوردهای مردم آذربایجان هستند؟
 
چرا وقتی شاه و اوردویش در آذربایجان جنوبی جشن کتاب سوزان و زبان سوزان براه انداختند، دل سیاهتان نشکست؟
چرا وقتی ده ها هزار جوان آذربایجانی جنوبی در دوران اشغال آذربایجان جنوبی در سال های بعد از جنگ جهانی دوم اعدام شدند، جشن گرفتید که پیروز شده اید؟
چرا وقتی آیت الله شریعتمداری را به خاطر مخالفت با ولایت فقیه، و رهبری خواست دموکراتیک مردم آذربایجان جنوبی، تحقیر کردند و آذربایجان جنوبی را به بمب باران تهدید کردند، در کنار ولی فقیه تان ایستاده بودید؟
چرا وقتی ملت تورک آذربایجان جنوبی را به خاطر عضویت در حزب خلق مسلمان دستگیر و اعدام کردند، صدایتان درنیامد؟
چرا ده ها هزار تقاضانامه و طومارهای ملت تورک آذربایجان جنوبی به مقامات رسمی و نشریات را ( در دوران شاه و ملا) ندید و نشنیدید؟
چرا به خواست و حقوق مردم آذربایجان در این نامه ها و راهپیمایی ها توجه نکردید؟
چرا ملت تورک آذربایجان جنوبی هر چه در باره حقوق انسانیش می گفت، آنان را به تجزیه طلبی متهم می کردید؟
چرا تجزیه طلبی و استقلال خواهی از نظر شما یک فعالیت سیاسی و برسمیت شناخته شده نیست؟
چرا وقتی جاوید هوتن کیان دستگیر، زندانی و شکنجه شد، سکوت بر رسانه هایتان مستولی گشت؟
چرا وقتی سعید میتن پور و صدها فعال مدنی و سیاسی آذربایجان جنوبی، فقط به خاطر تقاضای آموزش زبان تورکی و دفاع از حقوق انسانی ملت آذربایجان جنوبی دستگیر و به زندان محکوم شدند، خاموش شدید؟
چرا فریاد ملت آذربایجان جنوبی در راهپیمایی ها در شهرها را نشنیدید و آنان را متهم به وابستگی به بیگانه کردید. آیا بیگانه تر از شما برای آنان بیگانه ای بود؟
چرا از تاسیس سازمان های غیر دولتی آذربایجان جنوبی حمایت نکردید؟
چرا در توقیف فعالیت های ان جی او های آذربایجان جنوبی اعتراض نکردید؟
چرا از نبود فرهنگستان زبان و ادب تورکی در ایران تان و برای ملت تورک آذربایجان جنوبی ناراحت نشدید و خون نگریستید؟
چرا دریای ارومیه در آذربایجان جنوبی خشک شد، به اندازه زمین خیس شده قبر فلان شاهتان ناله نکردید؟
چرا وقتی میلیون ها درخت جنگلی آذربایجان جنوبی را قطع کردند، خود را به خاموشی و خواب زدید؟
چرا وقتی در روزنامه رسمی ایران به طور علنی به ملت تورک آذربایجان جنوبی توهین شد و ملت به خیابان ها آمدند، بیانیه ندادید و ایران و نژاد پرستی را محکوم نکردید؟
چرا وقتی ملت آذربایجان جنوبی به خیابان ها آمدند و "تورک دیلینده مدرسه - اولمالی دیر هر کسه" (مدرسه به زبان مادری -  حق هر کسی است) فریاد زدند، از خواست و حقوقشان دفاع نکردید؟
چرا وقتی صدها هزار  تن از ملت تورک آذربایجان جنوبی به خیابات ها آمده و حقوق خودشان را فریاد می زنند، آنان را ملت آذربایجان نمی دانید بلکه بخش کوچکی از آذربایجانیان "خائن" می دانید؟
چرا به خواست ملت تورک آذربایجان جنوبی که در استادیوم ها فریاد می زنند، توجه نمی کنید و در باره آن ها نمی نویسید و بحث نمی کنید؟

آیا اگر مسابقه فوتبال تراختور با دیگر تیم ها را در تبریز و آذربایجان جنوبی برگزار نکنید، موضوع "آذربایجان جنوبی جزء ایران نیست" عوض می شود؟
آیا اگر مسابقه تیم تراختور در دیگر شهرها برگزار شود، ملت تورک آذربایجان جنوبی به تماشای آن  مسابقه ها کمتر می روند و نمی توانند خواست هایشان را در آن شهرها بیان کنند؟
آیا همین تماشاگران تراختور سال ها فریاد نزده اند که "ما حق داریم در زبان خود تحصیل کنیم"؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی در میدان های فوتبال فریاد نمی زنند که "باید زبان ما رسمی شود"؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی در میدان های ورزشی فریاد نمی زنند که "مجلس و دولت ایران به عمد، دریاچه ارومیه را می خشکانند"؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی خواستار آزادی زندانیان سیاسی شان که فقط به خاطر فعالیت برای کسب حق و حقوق انسانیشان دستگیر و زندانی شده اند، نشده اند و نخواهند شد؟
آیا کوتاهی مسئولان ایران در رسیدگی به وضعیت زلزله زدگان ملت تورک آذربایجان جنوبی باعث اعتراض این ملت در استادیوم های ورزشی نشده و نخواهد شد؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی در سرزمین خود در غربت بسر نمی برند؟
 
آیا مردم آذربایجان جنوبی تحت استعمار شما فارس ها نیستند؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی نباید برای آزادی خود از سلطه شما اقدام کنند؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی باید برای آزادیشان منتظر اجازه شما باشند؟
آیا مردم آذربایجان جنوبی در گذشته تنها نبوده و نیست و در آینده هم تنها نخواهد ماند؟
چرا نمی توانید، تمایل مردم آذربایجان جنوبی برای جدایی از ایران را ببینید و درک کنید؟
چه به مردم آذربایجان جنوبی داده اید و خواهید داد که نباید دل ایران و دل شما را بشکنند؟
چه به مردم آذربایجان جنوبی داده اید و خواهید داد تا از ایران جدا نشوند؟
دل ایران و دل شما برای مردم آذربایجان جنوبی، زبان، تاریخ، تمدن، سرزمین، اقتصاد، و  ...  چه داده  و خواهید داد؟
تا کنون که مردم آذربایجان جنوبی با شما بوده، چه مزایایی داشته است که اگر جدا شود، از آن ها محروم خواهد شد و ضرر خواهد کرد؟

آذربایجان جنوبی سال هاست که از شما و ایران شما دور افتاده و هر روز هم دورتر می شود. چرا که شما به خواست ها و حقوق ملت تورک آذربایجان جنوبی توجه نمی کنید.  سرزمین و ملت تورک آذربایجان جنوبی را عقب مانده نگه داشته اید. در تحقیر ملت تورک آذربایجان جنوبی می کوشید. زبان ملت تورک آذربایجان جنوبی را نه تنها یاد نگرفته اید که در از بین بردن زبانشان همت گماشته اید .گر چه این ملت برای ایران فداکاری ها کرده است، اما شما تا توانسته اید، قدرت و مرکزیت و اقتصاد آنان را نابود کرده اید.
 
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، بهتر از ایران دیکتاتور زده شما نبود؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، زبان، تمدن، فرهنگ و تاریخ خودش را نداشت؟
 
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، باز هم مجبور بود که زبان بیگانه (فارسی) را بیاموزد؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، مردمش، شهروند درجه یک  نبودند؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، با همسایه هایش رابطه بهتری نداشت و منافع اقتصادی و فرهنگیش بهتر تامین نمی شد؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، تلاش نمی کرد تا عقب نگه داشتگی های تحمیلی شما را جبران کند؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، از استعمار فارس و ایران آزاد نگشته بود؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، لازم نبود که نیرو و توانش را صرف گرفتن حقوق اولیه اش از شما بکند؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، دانشگاه ها و مدارسش به زبان خودش نبودند؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، کتاب ها و نشریاتش به زبان خودش چاپ و منتشر نمی شدند؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، اقتصادش رونق نگرفته بود و بیکاریش کمتر از اکنون نبود؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، هنوز هم تحقیر ها و توهین های شما را تحمل می کرد؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، وقتش را صرف تقاضا برای بدست آوردن حقوق انسانیش از شما نژادپرستان می کرد؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، باز هم با آنان در دنیا مانند تروریست رفتار می شد که با ایرانیان می شود؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، باز هم زلزله زدگانش در زیر برف و سرما یخ می زدند و کک شما نمی گزيد؟
آیا اگر آذربایجان جنوبی مستقل بود، باز هم شما می توانستید آنان را تهدید کنید که اجازه نخواهید داد تا مسابقات تراختور در سرزمین خود این ملت برگزار شود؟

 
پس، چرا آذربایجان جنوبی نباید مستقل شده و خود را از زیر یوغ استعمار شما نرهاند؟ 
استقلال و آزادی چه بدی دارد که مستعمره و نوکر شما بودن ندارد؟ 
آیا به صرفه آذربایجان جنوبی نیست که استقلالش را بگیرد و یقه اش را از دستان ناپاک شما آزاد سازد تا بتواند برای خود و آینده اش بیاندیشد و عمل کند؟